تبليغاتX
ستاره
 

دوستی با هر که کردم ، خصم مادر زاد شد

آنچه بود در مشت ما ، در انتها انکار شد

ادعای هر رفاقت  در ضمیرم گال شد

قلب اسطوره ای من  عاقبت بر دار شد

حرف سخته ، حرف عشق ، سفسطه ی ادوار شد

موی سهراب گونه ام ، از غصه ها چون زال شد

کاسه ی کبر و دروغ ، شب چره ی افکار شد

چار پاره استخوان ، از بی کسی بیمار شد

زخم های ریشه ام از تیشه ی اقوام شد

محرم و سنگ صبورم شخصی از اغیار شد

تک درخت استوار در شهر غم گمنام شد

ماندم و ایستاده مردم ، مردنم بیگاه شد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 18:20  توسط سیزده   |